کد خبر: ۲۰۶
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۶ دی ۱۳۹۴ - ۱۹:۴۴
آسیب‌شناسی مجلس در گفتگو با دکتر حسن سبحانی:
از آن جایی که عموما مردم در انتخابات و به لحاظ نزدیکی زمانی آخرین مجلس را ملاک قرار می دهند و تحولات آن را به خوبی به یاد دارند بررسی آسیب های مجلس نهم بیش از پیش اهمیت می یابد. از این رو سراغ دکتر حسن سبحانی نماینده مجلس در دوره‌های پنجم، ششم، هفتم و هشتم از طرف مردم دامغان رفتیم.
کمتر از دو ماه تا انتخابات مجلس شورای اسلامی باقی مانده است؛ اما به نظر می رسد برای انتخاب افراد اصلح و متعهد در انتخابات پیش رو لازم است آسیب هایی که مجالس در دوره های متعدد با آن رو به رو بوده است، مدنظر قرار داده شود؛ از آن جایی که عموما مردم در انتخابات و به لحاظ نزدیکی زمانی آخرین مجلس را ملاک قرار می دهند و تحولات آن را به خوبی به یاد دارند بررسی آسیب های مجلس نهم بیش از پیش اهمیت می یابد. از این رو سراغ دکتر حسن سبحانی نماینده مجلس در دوره‌های پنجم، ششم و هفتم از طرف مردم دامغان رفتیم. وی در سه دوره نمایندگی، از فعال ترین نمایندگان ادوار مجلس بوده ‌است. او از استوانه‌های کار تخصصی و کارشناسانه روی طرح‌ها و لوایح مجلس بود. سبحانی بیش از ۸۶۰ پیشنهاد روی طرح‌ها و لوایح مختلف و حدود ۳۳۰ نظر در مخالفت یا مخالفت با طرح‌ها و لوایح داشته‌است. علاوه بر این حدود ۱۳۰ تذکر به رئیس جمهور و وزیران، بیش از ۲۱۰ تذکر آیین نامه‌ای و حدود ۸۰ اخطارقانون اساسی در آمار عملکرد وی در این چهار دوره به چشم می‌خورد.در مجموع سبحانی نزدیک ۳۰۰۰ صفحه مذاکره علنی در مجلس دارد.


تصمیم آسیب شناسانه خطیری درباره زندگی ملت از طرف مجلس اتخاذ نشده است

فردا: از آنجایی که نگاه مردم برای انتخابات به آخرین مجلس است؛ به نظر شما مهم ترین نقطه ضعف مجلس فعلی چیست؟

نمی توان با یک جمله اظهار نظر کرد؛ زیرا مجلس تقریبا عمر طولانی دارد و مجموعه ای از مسائل و موضوعات مختلف را در عرصه سیاست، اقتصاد، فرهنگ، قضاوت و نظامی گری و... را بررسی می کند؛ اما این مجلس در عمر خود با دو مقوله بسیار مهم مواجه بود که از جمله آن موافقت نامه هسته ای است؛ البته مسائل دیگری مانند تصویب بودجه سالیانه و مقوله خیلی مهم قانون هدفمندی یارانه ها نیز در دستور کار این مجلس قرار گرفت. این مجلس از نظر سیاست خارجی در محیط تحریم بسر می برد؛ یعنی عناصری که بر مجلس تاثیر گذاشته است هرچند مستقیما در مجلس اتفاق نمی افتاده؛ اما وقتی مواجهه مجلس با این رویدادها را ارزیابی می کنیم، به نظر تصمیم آسیب شناسانه خطیری در ارتباط با زندگی ملت از ناحیه مجلس به هر دلیلی اتخاذ نشده است یا مجلس به نحوی در کنار قضایای مهم قرار گرفته و خود نیز آن را پذیرفته یا در مواقعی موید اموری بوده که هرچند مهم؛ اما در مجلس تعیین سرنوشت نشده است. به عنوان مثال، بحث هسته ای به مسائل 12 و 13 سال اخیر ایران و به نظر بنده با نیم قرن آینده ایران بستگی داشته و دارد؛ ما مسئله ای به این عمق از نظر تاثیرگذاری در جمهوری اسلامی نداشتیم؛ به خصوص آینده نگری که این موضوع دارد؛ اما ملاحظه کردید که مجلس صرف نظر از کمیسیون های تشکیل شده، در این مقوله کمترین نقش ممکن را نفیا یا اثباتا ایفا کرد و از این موضوع نمی توان به راحتی عبور کرد.

نمی توان به مجلس نهم در نحوه مواجهه با مسائل کلیدی کشور امتیاز خیلی خوبی داد

در کارنامه این مجلس نسبت به تحریم و پیامدهای آن بعضا خط و نشان کشیدن هایی که معلوم نیست تا چه اندازه منطقا از منافع ملت پشتیبانی می کند، ثبت شد؛ مانند بیانیه هایی که با امضاهای بالا موید نظرات رسمی است که در کشور اتفاق می افتد؛ در حالی که از مجلس کارهای عمیق تری انتظار می رود. در مجموع نمی توان به مجلس نهم در نحوه مواجهه با مسائل کلیدی کشور امتیاز خیلی خوبی داد؛ البته مجلس نهم موجب برهم خوردن آرامش و تشنج های داخلی و جنگ و دعواهای اقلیت و اکثریت درون مجلس نبود؛ چون در دورانی این مشکلات وجود داشت به نوعی می توان گفت نبود این دست از اتفاقات، امتیاز مثبتی برای این مجلس محسوب می شود.

نظارت مجلس بدون ضمانت اجرا و بازخواست است

فردا: به نظر شما نمایندگان مجلس تا چه اندازه به وظایف نظارتی خود عمل می کنند؟

همیشه این طور مطرح می شود که از وظایف مجلس علاوه بر قانون گذاری، نظارت است؛ اما سوال بنده این است که چرا بحث نظارت تا این اندازه پررنگ گفته می شود. همان طور که می دانید مجاری وجود دارد مانند استیضاح، سوال، تذکر دادن و تحقیق و تفحص؛ این مجاری وجود دارد؛ اما نوعی نظارت بدون ضمانت اجرا و بدون بازخواست است؛ مثلا در قوه قضائیه نظارت توام با مجازات و بازخواست است؛ به عبارتی نظارت موثر است. در مجلس ممکن است نظارتی وجود داشته باشد؛ اما موثر نیست.

سازوکاری برای پیگیری پاسخگونبودن رئیس جمهور وجود ندارد

فردا: یعنی ابزار ضمانت اجرایی آن وجود ندارد؟

یا ندارد یا به آن عمل نمی کنند. مثلا گفته شده است اگر سه مرتبه وزیری مورد سوال قرار گرفت و پاسخی قانع کننده نداشت، به مثابه این است که وزیر استیضاح شده؛ اما در حال حاضر وزرای بسیاری را داریم که پاسخشان بیش از سه بار مورد قبول نمایندگان نبوده و پرداختن به مسائل آنها مسکوت مانده است. یا مثلا اگر وزرایی به تذکرات نمایندگان توجه نکردند؛ اتفاقی نمی افتد یا اگر رئیس جمهوری مورد سوال قرار گرفت و در جلسه علنی پاسخ سوالات را نداد؛ هیچ سازوکاری وجود ندارد که عدم پاسخگویی رئیس جمهور را پیگیری کند. کما اینکه در دولت قبل چنین مقوله ای رخ داد؛ ضمن اینکه پرسش از رئیس جمهور در مجلس معمولا سخت شکل می گیرد؛ چون جنبه سیاسی پیدا می کند. از طرف دیگر، مجالس ما تا حدودی خودسانسور و محافظه کار و متاسفانه در مواردی سر از تعاریف بی پشتیبانی در آوردندبه عبارتی سازوکارهای نظارتی مهمی را که دارند، دنبال نمی کنند. به عنوان مثال مجلس می تواند هرگاه رئیس جمهور را ناتوان از اجرای وظایف اجرایی اش دید، او را به لحاظ کفایت یا بی کفایتی سیاسی بررسی کند؛ اما به دلایلی که ذکر شد اصولا نمایندگان به سمت این مسائل نمی روند و نظارت مجلس موثر نیست و در مواقعی چون مصداق هایش زیاد می شود از کارایی اش می افتد. مثلا وقتی از یک وزیر در دوره چهار ساله اش، بیش از صد سوال مطرح می شود، بدیهی است هم پاسخ و هم جواب لوث می شد.



عمق عقب افتادگی جامعه به لحاظ سیاسی و اقتصادی دیده نمی شود

فردا: این ایراد آیین نامه است؟

نمی توان فقط به آیین نامه ایراد گرفت، یکی از مشکلات بزرگی که دیده نمی شود عمق عقب افتادگی جامعه به لحاظ سیاسی و اقتصادی است. وقتی جامعه عقب افتادگی های مهمی دارد و مسائل و مشکلاتش بسیار زیاد است، مردم از روی ناچاری و غیرصحیح و از یک طرف دیگر هم صحیح؛ به نمایندگانشان برای کاهش آن مشکلات رجوع می کنند و نمایندگانی که نمی توانند از طریق قانون گذاری آن را حل کنند از طریق سوال و تذکر این مشکلات را پیگیری می کنند؛ بنابراین مشکلات عقب افتادگی کشور به طور ناخودآگاه فشار می آورد که سوال زیاد مطرح شود و چون سوال زیاد می شود، این ابزار از کارایی می افتد.

در جمهوری اسلامی به برآمدن نهاد مجلس توجه بسیاری نشد/ هر نماینده ای محلی تر فک کند، از نظر مردم موفق تر است

فردا: وظیفه نماینده مجلس واقعا چیست؟

ما به هر حال تفکیک قوا را پذیرفتیم؛ اما پذیرش تفکیک یک مسئله است و درجه و قابلیت تفکیک قوا موضوع دیگری است. جامعه ما تا حدود بسیاری آمادگی اجرای تفکیک قوا را ندارد هرچند ما در قانون اساسی این را داریم. مطابق قانون اساسی نماینده باید قانون گذاری و نظارت را انجام دهد و به مفاد سوگندی که می خورد، پایبند باشد. آحاد جامعه نمی توانند این تلقی از نمایندگی را بپذیرند. در مشروطیت وقتی به سمت تاسیس محلی رفتند، گفتند ما عدالت خانه می خواهیم که منجر به همین مجلس فعلی شد. در حال حاضر نیز به دلیل اینکه مشکلات بسیار زیاد است و در جمهوری اسلامی به برآمدن نهاد مجلس توجه بسیاری نشد؛ یعنی مجالس در طی زمان رشد نکرد؛ لذا تمکین نمایندگان به خواسته های مردم گرفتار باعث شد دوره به دوره سطح مجلس پایین و پایین تر بیاید و امروز همه می دانند اگر بخواهند دوباره نماینده شوند، باید به خواسته هایی که مردم دارند، توجه کنند؛ البته من هم معتقدم باید به خواست مردم توجه شود؛ اما این خواسته ها عمدتا در راستای وظایف قانون گذاری نیستند؛ به عبارتی مردم همه چیز از نماینده می پرسند جز وظایفش. وظایف نماینده، قانون گذاری و نظارت هست؛ اما تحقق آن به دلیل سطح توسعه نیافتگی جامعه بسیار سخت است؛ لذا هرکسی که محلی تر فکر کند؛ در مجالس عزا و عروسی و آب و آسفالت و گاز شرکت کنند مردم او را موفق تر می دانند؛ حتی اگر هیچ موقع در مجلس نباشد و هرقدر افرادی دنبال قانون گذاری باشند؛ احساس مردم این است که آنان به فکر حل مشکلاتشان نبودند. یعنی تعلقاتی که به حوزه انتخابیه دارد تفکری است که در خود نماینده نشسته است. این تفکر محلی و منطقه ای و فکر کردن به آرای دوره بعد انتخابات بودن توان اینکه در اندازه های مسائل هسته ای وارد شود و ثابت قدم بماند و در استیضاح از اول تا آخر بماند، نمی گذارد.

سیستم انتخاباتی شهرهای بزرگ معیوب است

فردا: پس به نظر شما یکی از آسیب های مجلس، نماینده ای است که محلی فکر می کند؟

بله؛ نماینده ای که محلی فکر می کند و نظام سیاسی که به رویکرد مردم به نماینده محلی بی توجه است و این وضعیت را دائم تقویت می کند. یعنی صدا و سیما و مطبوعات و رسانه ها درصدد تصحیح این حرکت برنیامده اند. حداکثر همان هفته تبلیغات ممکن است بگویند کار نماینده قانون گذاری است. حتی در آیین نامه داخلی مجلس بندی وجود دارد که این هفته نمایندگان برای سرزدن به حوزه های انتخابیه و رفع مشکل موکلان تعطیل هستند؛ یعنی ما قانون کردیم که نماینده باید برود آنجا کار را انجام دهد. نظام سیاسی در رشد دادن به نهاد مجلس کم کاری کرده است. در مورد شهرهای خیلی بزرگ از جمله تهران؛ اصولا سیستم انتخاباتی معیوب است. به عبارتی نزدیک به 10 میلیون انسان که از فرهنگ های مختلف با دیدگاه های مختلفی هستند؛ ناگزیرند برای جغرافیای نسبتا بزرگ یکجا 30 نفر را انتخاب کنند و این حتی از طرف کسانی که سیاسی هستند و تحصیلات بالایی دارند به خوبی عملیاتی نمی شود؛ لذا می بینید شیوه های دیگری جا باز می کند و نمایندگانی با آرای 25 یا 30 درصدی مردم انتخاب می شوند. این سیستم انتخابی شهرهای بزرگ که اصولا نقص بزرگی دارد و باید فکری برایش کرد.

نظام انتخابی می تواند ورود افراد را اصلاح کند

فردا: پیشنهادی برای اصلاح این مسائل دارید؟

در کوتاه مدت نمی شود کار انجام داد؛ زیرا به رشد سیاسی جامعه برمی گردد که همراه با رشد اقتصادی باشد؛ اما اگر رسانه ها به تنویر افکار عمومی کمک کنند، جهت گیری به سمت اصلاح فراهم می شود؛ اما به نظر من از رسانه ها مهم تر رفع مشکلات اقتصادی و اجتماعی مردم است. هرچقدر این مشکلات حل شود، مردم از مراجعه به نمایندگان بیشتر پرهیز می کنند، هرچقدر مشکلات باشد به نمایندگان رجوع بیشتری می شود وقتی 4 میلیون بیکار و بیشتر از 40 درصد فارغ التحصیلان دانشگاه بیکار وجود دارد مراجعه به نمایندگان بیشتر است؛ وقتی مردم در فقر بسر می برند وقت نماینده را برای درد دل هم که شده می گیرند و بیان اینکه من کار اصولی برایت می کنم به درد آن آدم نمی خورد. البته نظام انتخابی هم می تواند ورود افراد را اصلاح کند. واقعا قابل دفاع نیست کسی که وارد مسجد شود از همان اول پیش نمار باشد. ما افرادی را داریم که از نظر ارشدیت و مراحل ورود به شوراها و کارهای پایین تر را نگذراندند و به محض اینکه به سن بالای 30 می رسند تمایل دارند نماینده مجلس شوند و بعدا هم که انتخاب می شوند کاری به عهده شان گذاشته می شود که نه توان اجرایی آن را ندارند و نه درک درستی از آن.

فردا: اصلاح قانون نمایندگی می تواند تا حدودی به این روند کمک کند؟

بله؛ می تواند. به جای اینکه تصویب کنند که شرایط نامزدها فوق لیسانس به بالا باشد؛ باید مراحلی را گذرانده باشند. مثلا عضو شورای شهر باشند یا نظارت و کارهای اجرایی.

شفافیت عملکرد نمایندگان خودسانسوری را در پی دارد/ وضعیت مجلس نسبت به اول انقلاب بدتر شده است

فردا: اگر عملکرد نمایندگان شفاف باشد؛ مردم در انتخاب کاندیداها بهتر عمل نمی کنند؟

یکی از بحث های مطرح در نمایندگی آزادی برای اقدام است. شاید مشخص کردن اینکه من درچه مواردی رای مثبت یا منفی یا ممتنع دادم خودسانسوری عملکرد را در پی داشته باشد. به همین دلیل است که رای باید مخفی باشد. این شفافیت مسئله را حل نمی کند. آن زمانی که در مجلس با قیام و قعود رای می دادند، مثلا درباره مسئله ای در وزارت خانه ای رای گیری می شد معمولا مسئولان اجرایی هم حضور داشتند و در هنگام رای گیری مسئولان نگاه می کردند به نمایندگان؛ اما بسته به اینکه این موافق یا مخالف در ذهن آن مسئول اجرایی چه باشد این رای متفاوت می شد یعنی در آن موقعیت نماینده به این فکر می کند که می تواند بعدا در مسائل حوزه انتخابیه خود یا امور دیگر را دنبال کند؛ به عبارتی در همان موضوع اگر با ورقه رای گیری می شد نتیجه چیز دیگری می شد. البته این نقص آدم هاست؛ یعنی آزادگی و حریت باید طوری باشد که اصلا تفاوتی نباشد بین آرای علنی و مخفی. ولی واقعیت چیز دیگری است. ما باید پروسه 20 ساله را درنظر بگیریم و بعد مسئولان تصمیم بگیرند که مجلس را رشد دهند و راهکارهایی هم برای نهاد نمایندگی ارائه دهند؛ من ادعا می کنم که الان وضعیت مجلس نسبت به اول انقلاب بدتر شده است.

هزینه برای مشاوران نمایندگان جای دوری نمی رود

به نظر شما سبک زندگی نمایندگان چگونه باید باشد؟

نمایندگی کار مهمی است؛ یعنی نماینده در امور بنیادی کشور می تواند نظر و رای بدهد. لذا نماینده باید از حیث مسائل جانبی و معیشتی در مضیقه نباشد و امکان استخدام مشاور یا مشاوران را باید داشته باشد. برای زندگی آبرومندانه و تقویت فکری و ذهنی نماینده از حیث مشاور کشور هر چه قدر هزینه کند، جای دوری نمی رود؛ زیرا این فرد در هر رای می خواهد برای ده ها میلیارد تومان یا دلار اظهار نظر کند؛ اگر مشاورانی داشته باشد که حقوق های خوبی هم بگیرند و بتوانند در زمینه های مختلف مشورت های خوبی بدهند؛ نباید فک کنیم اتلاف منابع است، بلکه عین منافع است. اگر هرکسی گرفتار فساد شود پذیرفته نیست و به طریق اولی از نماینده هم پذیرفته نیست. اما بعضی وقت ها رسانه ها تصویری از نمایندگی به وجود می آورند که نماینده خوب یعنی کوخ نشین که اینها واقع بینانه نیست. یادم می آید امام می گفتند تفکر مهم است چه بسا کسی کوخ نشین باشد و تفکر کاخ نشینی داشته باشد و بالعکس.

برای قانون گذاری و نظارتی که گفتیم خیلی خیلی کم وقت گذاشته می شود

وقت یک نماینده به چه صورت باید گذرانده شود؟

شرایط ایران طوری است که اگر از 24 ساعت بیشتر هم بشود وقت گذاشت، نمایندگی کار دارد. ممکن است بعضی مجالس و کشورهای پیشرفته تر که سیستم کار خود را انجام می دهد، این همه کار نباشد؛ اما در مجلس فعلی ایران اگر نماینده تمام وقت هم کار کند؛ جا دارد. یعنی در کمیسیون ها و طرح ها و... به دنبال برون رفت از مشکلات فعلی ایران باشیم و به نظر من در حال حاضر نیاز است که نماینده تمام وقت داشته باشیم؛ اما طبق آمار اعلام شده جلسه علنی یک سوم غایب دارد که لزوما به معنی غیبت نماینده نیست و ممکن است در ماموریت باشد یا در حوزه های انتخابیه. از طرف دیگر، تا جایی که می دانم کمیسیون ها به زحمت تشکیل می شود؛ زیرا به حد نصاب نمی رسد. نمایندگان عموما در جریان مباحثی که در روز معین در مجلس قرار است مطرح شود نیستند یعنی طرح ها و لوایح را مطالعه نمی کنند و این به معنای آن است که برای مجلس وقت نمی گذارند؛ ممکن است تمام وقت در ارتباط با مجلس شورای اسلامی و مسئولیت های متصور آن وقت بگذارند؛ ولی برای قانون گذاری و نظارتی که گفتیم خیلی خیلی کم وقت گذاشته می شود. ممکن است 24 ساعت در شهر و روستا به فکر حل مسائل افراد حوزه انتخابیه باشد. بسیاری از نمایندگان چهارشنبه عصر که مجلس تعطیل می شود به حوزه انتخابیه می روند و شنبه شب یا ساعات اولیه روز یکشنبه بدون خواب و استراحت در جلسه ای هستند که می خواهد برای مسائل مهم کشور تصمیم گیری کند. اصلا دستور را ندارد و نمی دانند موضوع یا پیشنهاد چه بوده است.

ضرورت حضور مشاور در بین نمایندگان مجلس وجود ندارد

فردا: فکر می کنید در حال حاضر نمایندگان ما برای حوزه های کاری خود مشاور دارند؟

بعید می دانم به طور رسمی مشاور داشته باشند. مرکز پژوهش های مجلس تلاش می کند درخصوص طرح ها و لوایح مختلف گزارش هایی را به نمایندگان بدهد که به دو شکل تک برگ و کمی مفصل تر ارائه می دهد که اگر نماینده زمان خواندن گزارش مفصل تر را نداشت؛ آن تک برگ را مطالعه کند. به نظر برخی از نمایندگان فرصت خواندن همان تک برگ هم ندارد. چه برسد به انتخاب مشاور که بتوانند جلسات بحث و گفتگو داشته باشند. به نظر من شم ضرورت مشاور در بین نمایندگان ما وجود ندارد. زمانی از مشاور استفاده می شود که نماینده بخواهد به بحثی وارد شود؛ اگر کسی قانون گذاری را اولویت اصلی نداند یا احساس کند سخت است و همان مسائل محلی برای وی اولویت داشته باشد اصولا به این مباحث وارد نمی شود که بخواهد برای آن مشورت بگیرد که به نظر منطقی است.

انتخاب افراد در شهرهای کوچک نسبت به شهرهای بزرگ واقع بینانه تر است

فردا: انتخاب مردم در شهرستان ها و شهرهای بزرگ تا چه اندازه تحت تاثیر شناخت است؟

شهرهای کوچک که تک نماینده یا دو نماینده هستند، شرایطش متفاوت است از شهرهای بزرگ تر. در شهرهای کوچکتر مردم معمولا کسانی را که وارد عرصه انتخابات می شوند، می شناسند و براساس شناخت شان رای می دهند و ممکن است این شناخت لزوما پایه های صحیح نداشته باشد. مثلا در یک جایی نماینده را در این حد می شناسند که از فلان طایفه یا قبیله است و اینکه طایفه اصالت دارد یا نه دیگر مهم نیست و در این مکان ها به نظر احزاب و گروه ها خیلی موثر نیستند. اینکه فلان جبهه از کسی حمایت کرده در شهرهای کوچک اصلا مطرح نیست. در بعضی جاها هم افرادی سالیان سال زندگی کردند و اهل قبیله هم نیستند و مردم بهشان رای می دهند. شهرهای کوچک انتخابشان واقع بینانه تر است نسبت به شهرهای بزرگ که البته لزوما صحیح نیست.

در شهرهای بزرگ با دوقطبی کردن فضای انتخابات طرفداران خود را علیه جناح مقابل بسیج می کنند/ انتخابات که تمام شد؛ دیگر کسی به کسی پاسخگو نیست

در شهرهای بزرگ مشکل ماهیتا متفاوت است. در شهرهای بزرگ افراد یکدیگر را نمی شناسند. ما هیچ حزبی به معنای کارکردی نداریم. اگر حزب داشتیم باید در دورانی غیر از انتخابات در دوره های چهار یا هشت ساله یا عمر 50 ساله شان در مسائل مختلف به طور روزمره اظهار نظر کنند مثلا الان مسئله آلودگی هوا پیش آمده و زمانی غیر انتخابات است و آن حزب نظرش را درباره این موضوع بیان می کند و مردم در طی زمان با مواضع این حزب آشنا می شوند و در موقع انتخابت با یادآوری مواضع به آن رای می دهند یا نمی دهند و مشکل شناخته شدن در انتخابات با سازوکار مدنی که بعدا هم در مجلس برایشان تعهد می آورد رفع می شود؛ اما اینجا حزب نداریم؛ ممکن است در صورت فوت کسی یا مناسبت ملی و مذهبی بیانیه وجود باشد؛ یعنی حتی اگر عمر احزاب طولانی باشد مردم با مواضعشان آشنا نیستند. اما در زمان انتخابات عده ای جمع می شوند و با دوقطبی کردن فضای انتخابات طرفداران خود را بسیج میکنند که اگر آنهایی که مخالفشان هستند رای بیاورند، گویی که باطل حاکم شده است. کسی نمی گوید مواضع ما این است می گویند اگر طرف مقابل رای بیاورد فلان می شود. در جامعه دو قطبی، عقل و منطق تعطیل می شود و افراد به دنبال رای دادن می روند؛ اما برای اینکه آن طرف رای نیاورد. در چنین زمانی افراد به لیست هایی رای می دهند که عمدتا آنها را نمی شناسند. بنده هم در سیاست بودم و معلمم و تحصیلات دانشگاهی دارم؛ اما بخواهم 30 نفر متعهدانه را در تهران انتخاب کنم، واقعا سخت است. به هرحال انتخابات که تمام شد؛ دیگر کسی به کسی پاسخگو نیست؛ زیرا اصلا مواضعی نبوده که مردم توقع پاسخگویی کنند. قرار بود دیگری رای نیاورد که همان اتفاق افتاد تا دوره بعد. از این جهت است که بنده گفتم مجالس رشد نکرده و افت کرده اند. نمی شود مملکتی به انتخابات رویکرد داشته باشد؛ ولی به رشد احزاب فکر نکرده باشد و حتی مخالفت کند؛ یعنی اینها قابل جمع نیست. آنچه که ما داریم دقیقا متناسب با درجه توسعه نیافتگی ماست. ما می گوییم هر سال یک انتخابات داریم و واقعا هم افتخار دارد؛ اما کیفیت مهم است. مردم عموما در انتخابات مجلس فکر می کنند نماینده شورای شهر انتخاب می کنند یا مثلا انتخاباتی مثل 88 برگزار می شود که پیامدهای آن تا دهه ها دامن مملکت را می گیرد. صحبت خوب و بدی نیست اینها رشد سیاسی نداشتن است.

در حال حاضر ائتلاف ها بر مبنای اسم است

فردا: پس در حال حاضر مبنای ائتلاف های سیاسی انتخاباتی متزلزل است؟

در حال حاضر فکر کنید 30 گروه با یکدیگر ائتلاف کنند منطق کار این است که مواضع آنها و مشترکاتشان را بررسی کنیم؛ اما شما اصلا موضع نمی بینید. الان ائتلاف را بر مبنای اسم است. فلان شخصیت چه می گوید چه فکر می کند؟ اصلا مشخص نیست.

لزوم تجدید نظر در کارهایی که کردیم بهتر است تا شروع کارهای جدید/ اولویت مجلس آینده تامل در راهی که آمدیم، باشد

فردا: به نظر شما مهم ترین اولویت مجلس آینده چه باید باشد؟

شرایطی که در حال حاضر حاکم است، لزوم تجدید نظر در کارهایی را که کردیم بیشتر می طلبد تا شروع کارهای جدید. مثلا در بودجه شرایطمان طوری است که دولت در حال حاضر حقوق کارمندانش را به سختی می دهد و ما در حال حاضر جایی برای ایجاد کارهای جدید نداریم یا در برنامه توسعه که این دولت هم در زمان خودش برنامه را ارائه نداد؛ زیرا طبق قانون برنامه توسعه شش ماه قبل از پایان زمان برنامه به مجلس ارائه شود؛ یعنی اول مهر باید ارائه می شد که در این 6 ماه بررسی شود بعضا هم برنامه ای که ارائه می شود از نظر من کشکولی از 250 قانون است نه برنامه. آموزش عالی با بحران فارغ التحصیلان بیکار مواجه است و... . به نظر بنده اولویت مجلس باید تامل در راهی که آمدیم و تلاش برای سروسامان دادن بعضی از اولویت ها باشد که تا حدودی از هویت انقلاب اسلامی پاسداری کنیم.

بازدید از صفحه اول
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
ذخیره
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
انتشار یافته: ۱
ناشناس
.
Iran, Islamic Republic of
.
۲۳:۲۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۱۹
0
|
0
.
جناب آقای دکتر سبحانی
با سلام و ادای احترام
من بواسطه استاد گرانقدرم جناب آقای دکتر صادقی نژاد که یکی از عزیزترین افراد در زندگی من هستند با شما آشنا شدم و با مطالعه ای که درباره سابقه و فعالیت های شما داشتم به این نتیجه رسیدم که شما از افرادی هستید که واقعا دغدغه خدمت به این کشور و مردمش را دارید.
در موقعیتی نیستم که برای خدمت به این مردم کاری از دستم ساخته باشد از این جهت دلم میخواهد با انتخاب شما به عنوان یکی از نمایندگان مجلس کشورم به طور غیر مستقیم در خدمت به این مردم سهیم باشم و در این راه سعی میکنم دوستان و آشنایانی که دارم با خود همراه سازم که انشالله شما با تعداد آرا قابل ملاحظه به عنوان یکی از نمایندگان شهر تهران به مجلس راه پیدا کنید.
امیدوارم با راه یابی افراد دلسوز و متخصصی چون شما به مجلس به سوی آبادانی هر چه بیشتر ایران عزیزمان پیش برویم.
خواسته ام از درگاه خداوند مهربان برایتان این است :
سلامتی و توفیق روزافزون در همه امور علی الخصوص خدمت به مردم خوب کشورمان
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد