کد خبر: ۴۷
تاریخ انتشار: ۲۴ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۰:۳۸
دکتر حسن سبحانی در گفتگوی تفصیلی با خبرگزاری مهر
انتقاد از سیاست های اقتصادی کنونی، درهم تنیدگی شاخص های اقتصادی، سیاسی و فرهنگی،انتقاد از نگاه فرد گرایانه ، عدم اعتقاد به لزوم تشکیل ستاد های انتخاباتی، تاکید بر یارگیری فکری، بی اطلاعی از چگونگی جریان انحرافی، تاکید براجرای اقتصاد اسلامی، رد تقلب در انتخابات، تمکین به قانون و انتقاد از کارکرد کنونی احزاب از مهمترین سر فصل های گفتگو با دکتر حسن سبحانی است.
دکتر حسن سبحانی  استاد تمام اقتصاد دانشگاه تهران در گفتگو با خبرنگار مهرمعتقد است : ارتباط با توده را بلد است و تنها شعارهایی را سر می دهد که بتواند آن ها را عملی کند و پیروزی را لزوما در به آخر خط رسیدن نمی داند.سبحانی می گوید بارش را با نخبگان تقسیم می کند و بازائ هر ایرانی 5 ریال هزینه می کند.شعار دولت قانون سبحانی،  اقتصاد بدون ربا همراه با قانون گرایی،حق جویی و اخلاق محوری است

سبحانی متولد دامغان است، دوران کودکی خود را در خانواده ای پایین تر از سطح متوسط گذرانیده و می گوید: ارباب زاده نبودم، باید همیشه کار می کردم تا بتوانم تحصیل کنم و به همین علت توده مردم را درک می کنم. سوابق اجرایی چون رئیس کمیسیون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس شورای اسلامی، نماینده مردم دامغان در ادوار ۵ و ۶ و ۷ مجلس شورای اسلامی، عضو ناظر مجلس شورای اسلامی در شورای پول و اعتبار، عضو ناظر مجلس شورای اسلامی در شورای اقتصاد، رئیس کمیسون تلفیق بودجه مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون تلفیق برنامه چهارم توسعه سبب شده  دغدغه اصلی وی ترمیم اقتصاد موجود باشد تا از بستر اقتصاد صحیح مشکلات حوزه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی هم بهبود یابد.

مشروح مصاحبه خبرنگار مهر با حسن سبحانی را در ادامه می خوانید

دکترسبحانی می توانست همانند ادوار قبل به عنوان یک فعال سیاسی در انتخابات حضور داشته باشد  و یا از فردی حمایت کند .چه نکته  مهمی را مفغول دیده اید که می خواهید  وارد این عرصه شوید .وقتی شما شخصا وارد شدید مشخص است دغدغه ای وجود داشته است .دغدغه شما چیست؟

نکته ای که می توانم به عنوان یکی از مهمترین محور های تصمیم به این اعلام آمادگی بگویم این است که از نظر من توسعه یافتگی امور کشور ، یک مجموعه درهم تنیده است که درست است وجوه مختلف دارد، اما این وجوه از هم قابل تفکیک نیست. اگر وجه سیاسی یا فرهنگی برای مسائل  توسعه کشور قائل باشید این امور غیر قابل تفکیک از یکدیگر است، در عین حال در گذر زمان از شرایطی برخوردارمی شوند که از زمانی تا زمان دیگر از هم متفاوت است.

نمره توسعه در ایران 40 از 100 است

ایران کشوری در حال توسعه است و در مقایسه با کشوری که توسعه یافته است ؛ اگر آن کشور نمره 80 در توسعه بگیرد ایران نمره ای بین 30 تا 40 می گیرد. اندازه گیری  درجه توسعه یافتگی بر روی طیفی ممکن  است. ما هم بر روی این طیف جایگاهی داریم. نکته مهم این است که وجوه مختلف امر توسعه درهم تنیده و غیر قابل تفکیک است؛ حرف من معنایش آن است که اگر امتیاز و نمره ای به اقتصاد می دهیم باید تا حد نسبتا زیادی مشابه آن نمره را به امور فرهنگی و سیاسی هم بدهیم. نمی شود خیلی اختلاف فاز داشته باشند .

نامتناسب بودن سیاست های اقتصادی با شرایط کشور

نکته دوم مکمل نکته اول است. ما به بیانی حدود 200 سال به دنبال توسعه یافتگی هستیم اما واقعا سوال این است چرا این دوره تا این حد طولانی شده است؟ برداشت علمی و تجربه من این است که ما چون شرایط هر مرحله ای از کشور را به لحاظ  برخورداری از نمره توسعه یافتگی خوب ارزیابی نکرده ایم، سیاست متناسب با آن را ، برای حرکت دادن  از جایی که بوده به سمت نقطه بالاتر اتخاذ نکرده ایم.

مثلا در دوره قاجاریه در حالی که بیش از 90 درصد مردم بی سواد بودند، عده ای از مشروطه خواهان به دنبال این بودند که ایران را همانند اروپای آن زمان بکنند. بدیهی است آن شرایط اروپا متناسب با واقعیات کشور نبود.

اقتصاد فعلی ایران هر نمره ای که بگیرد محصول همه این 24 سال  اخیر است

بعد از انقلاب هم چنین سیاست هایی دیده می شود . سیاست هایی که در 25 سال گذشته در اقتصاد تحت عنوان سیاست اصلاح ساختار اجرا کرده ایم با شرایط کشور متناسب نبوده است، البته در دولت سازندگی خیلی در قانون برنامه گنجانده نشد و فقط  بخش هائی از آن اجرا شد اما در دولت اصلاحات در قوانین برنامه های سوم و چهارم جا خوش کرد و در دولت مهرورزی  بدون احتیاط تعدادی از آن ها اجرایی شد. بنابراین اقتصاد فعلی ایران هر نمره ای که بگیرد محصول همه سیاست های اقتصادی  این 24-25 سال است.

و چون نمره خوب نمی گیرد اشکال را بر عهده نامتناسب بودن سیاست های اقتصادی با شرایط کشور می دانم. بدیهی است با مقدمه ای که گفتم فرهنگ و سیاست متاثر از اوضاع اقتصادی است؛ اگر اقتصاد به لحاظ شاخص ها مشکل دارد فرهنگ هم به لحاظ شاخصها مشکل خواهد داشت. از سوی دیگر چون از مجموع بینش و نگاه کسانی که خود را برای شرکت  در انتخابات مطرح کرده اند و یا داوطلب هستند بر می آید که یا در تایید و حمایت از سیاست های اقتصادی حاکم گام برداشته اند و یا آن را ادامه خواهند دادو به نظر من استمرار این سیاست ها استمرار توسعه نیافتگی است.لذا منطقا نمی توانم نسبت به سرنوشت کشور که برگرفته از یک انقلاب دینی و مجاهدات شهدای انقلاب و جوانان آن است بی تفاوت باشم.

جعبه سیاه نیستم/ با سیاست های جاری کشور سر و سری نداشته‌ام

این شاخص ترین قاعده و دلیلی است که مرا به  اتخاذ این تصمیم واداشته است. این حقیر جعبه سیاه نیستم و افکار و دیدگاهایم را در سال های طولانی در مکتوبات متعدد و مذاکرات مجلس و کتاب هایم  مطرح کرده ام. در گذشته هم بارها گفته ام که با سیاست های جاری سر و سری نداشته و با آنها رابطه خوشی برقرار نکرده و منتقد آن ها بوده ام. همه این ها من را وادار می کند که به امید تغییر ریل ،در انتخابات ریاست جمهوری داوطلب شوم.

رفع فقر معیشتی از اولین گام هایی است که در تفکر توسعه باید دنبال شود

شما را به عنوان اقتصاددان می شناسیم. در این دوره انتخابات ریاست جمهوری چند نفر اقتصاددان دیگر هم مطرح هستد. تفاوت عمده شما  تاکید بر اقتصاد با نگاه به حوزه معیشت است که می تواند  متغیر موثری در رای مردم باشد. وضعیت اقتصاد  کنونی قابل مشاهده است با توجه به همبستگی میان اقتصاد و دیگر حوزه ها چه اتفاقی افتاد که توانست وضعیت فرهنگی و سیاسی را تحت تاثیر قرار دهد و وضع کنونی را شاهد باشیم؟شما آمده اید که اقتصاد را اصلاح کنید تا فرهنگ هم اصلاح شود؟

سوالات شما، سوالات کلان اقتصادی است. پیدا شدن راه حل برای این سوالات یادآور این جمله معروف است که «چون که صد آید 90 هم پیش ماست». مسائل معیشتی مردم بسیار مهم و حیاتی ولی در عین حال مقدماتی برای توسعه کشور است. رفع فقر معیشتی از اولین گام هایی است که در تفکر توسعه باید دنبال شود. گفتمان دولت، اصول و مبانی قانون اساسی است. از این جهت است که نظام اقتصادی قانون اساسی نظامی بر اساس رفع نیاز های اساسی مردم است. معیشت در این نگاه یکی از مهم ترین جایگاه ها را دارد، اما این نگاه فقط  به معیشت نیست و باید مستلزم به وجود آوردن شرایطی باشد که در بلند مدت استعداد بالقوه نیروی انسانی و امکانات او را به فعلیت برساند. مقوله پیچیده ای است و سطوح خرد و کلان دارد. برنامه‌ریزی سیستمی می خواهد که برخوردار از ساده انگاری نباشد در عین حال پشتیبانی می‌خواهد که ،توقع حل مسائل اقتصادی کشور را که به شدت به هم پیچیده شده، در کوتاه مدت نداشته باشد.

تغییر ریل در اقتصاد ایران سالها طول می کشد

با توجه به مشکلاتی  که در شرایط فعلی با آن مواجه هستیم، تغییر ریلی که گفتم، اگر با عنایت خدا شروع شود چند سالی طول می کشد تا موثر واقع شود و مسائل اقتصادی فعلی را مهار کند تا بتواند  در آن  تغییر ایجاد کند. باید حداقل هایی در زندگی مردم مد نظر و تامین باشد، اما راه توسعه یافتگی راهی نیست که در کوتاه مدت همه مسائل اقتصادی مردم را حل کند.

نسبت این اقتصاد با مسائل فرهنگی چیست؟ اعتقاد شما شروع اصلاحات فرهنگی و اجتماعی است اما سوال اینجاست که چه اقتصادی را در نظر گرفتم که اکنون به اینجا رسیدیم؟

در گذشته  دولت ها  واژگان خوبی چون سازندگی، اصلاحات و عدالت را به کار برده اند ولی الان شاهد شرایط موجود هستیم. و علیرغم تلاش های فراوان به شرایطی رسیدیم که الان شاهدش هستیم.

با تاسی از دین که می گوید" نزدیک است که فقر به کفر منجر شود" یا "جامعه ای که مبتلا به ربا باشد هلاک خواهد شد". این شرایط را به وفور در اقتصاد فعلی می بینیم. سیاست هایی که درمقابل مفاهیم دینی بوده از جمله سیاست بیش از حد متعارف توجه به  فرد گرایی،  که اصالت فرد ر ا پررنگ کرده است .در فرهنگ هم توجه به فرد گرایی و اصالت  فرد، فرهنگ را نشانه گرفته است.جامعه ای که مبنایش اصالت فرد بوده  و برای جمع اصالتی قائل نباشد، فرهنگ را تحت تاثیر خود قرار می دهد. اکنون در اقتصادی و فرهنگی که صحبت از ارزش های دینی کردیم به جایی رسیده ایم که حتی بر زبان عالی ترین رهبران ما ، وجود مشکلات ژرف فرهنگی مطرح می شود.

بعد از این همه تلاش احساس می کنیم اگر مختصر اعانه ی در شب عید به مردم ندهیم بسیار در مضیقه خواهند ماند. آنچه که باعث این وضعیت اقتصادی، سیاسی  و فرهنگی شده، اتخاذ سیاست های تغیر ساختار بر مبنای لیبرالیسم است که ما این کار را انجام داده ایم. البته اینجا کشوری دینی است و کسی علنا و رسما مبتنی بر لیبرالیسم عمل نمی کند. اما نیاز نیست اسم آن را بیاوریم مهم این است که آن را عمل کنیم که ما این کار را انجام داده ایم.

آقای سبحانی! رقبای شما در انتخابات آتی از نحوه اجرا و ادامه برنامه های اقتصادی که شما آنها را لیبرالیستی می خوانید صحبت می کنند، در حالی که شما اساس این برنامه ها را اشتباه و باعث تخریب می دانید. در این فضا مهمترین رقیب را  چه کسی  می دانید و چه کسانی اگر بر سر کار آیند این تخریب را بیشتر انجام می دهند؟

من ایجابی صحبت می کنم و با افراد کاری ندارم . فرهنگ، اقتصاد و سیاست  کاملا در هم تنیده و غیر قابل تفکیک هستند. من گاهی به دانشجویان به شوخی می گویم اگر مارکس نگفته بود اقتصاد زیر بنا است، ما می توانستیم بهتر از اهمیت اقتصاد در اسلام صحبت کنیم و در عین حال متهم به طرفداری از مارکس نشویم، اسلام می گوید اقتصاد در حد زیر بنا است. در احادیث آمده است خدایا ما از ترس فقر به تو پناه می بریم.

ما به دنبال اقتصاد اسلامی هستیم و از این زاویه  اقتصاد قانون اساسی را نسخه ای نازل شده از اقتصاد اسلامی می دانیم که محل اتفاق همه است. قوانین کشور ذیل آن سنجیده  و تصویب می شود و من آن را مترقی می دانم .ما اقتصاد قانون اساسی را به عنوان نماینده ای از اقتصاد اسلامی دنبال می کنیم.

شعار اقتصادی «دولت قانون» ،«اقتصاد بدون ربا» است

شعار دولت شما چیست؟

اسم دولت، دولت قانون است و شعار آن "اقتصاد بدون ربا، همراه با قانون گرایی، حق جویی و اخلاق محوری" است.

شما در قامت یک استاد دانشگاه وارد عرصه رقابت می شوید. مردم به  چه دلایلی باید به شما اعتماد کنند؟ چه خطری از سوی افراد دیگر حس می شود که مردم را قانع کند برای روی کار نیامدن آنها به شما رای بدهند؟ بالاخره افرادی که در آن مقطعی که شما می گویید مسیر حرکت کشور به خصوص در حوزه اقتصاد منحرف شد، در مصدر کار بودند، برای تغییر ریل خطر جدی تری هستند و ممکن است کسانی که روی کار بیایند که این تغیر ریل با سرعت بیشتری انجام شود ؟

دو گروه را باید در نظر بگیریم.کسانی که برنامه ریزی کردند و این مسیر را گذاشتند و گروهی  که مجری این برنامه ها هستند. کسانی که برنامه های اقتصادی کشور را نوشته اند با نیت های خوبی این کار را کرده اند، اما باید به کارکرد ها توجه کرد. این برنامه ها ، برنامه هایی است که برای آن بسته های سیاستی در نظر گرفته شده مثل کوچک سازی دولت ، هدفمندی یارانه ها ، اصلاح تعرفه های بازرگانی ، اصلاح نرخ ارز و اصلاح قیمت ها و.... علی رغم ادعای همه کسانی که برنامه ریزی کرده اند و آنها را برای شرایط ایران مناسب دیده اند تجربه عملی می گوید نتایج اجرای این بسته ها متناسب نبوده است. الان شاخص های اقتصادی بیانگر عدم توفیق اینها است.. بدیهی است حضور تلویحی یا تصریحی این تفکر در برنامه‌ هر داوطلبی  که باشد از نظر من راهکار  مناسبی برای شرایط ایران نیست و نامتناسب است.

اگر حول حوش قانون نباشیم ره به جایی نمی بریم/ دست دولت در اصلاح قوانین باز است

مشکلی که در برنامه ریزی داشتیم اتکا بر نگاه فرد گرایانه بوده و مشکلات حاضر بخش زیادی به نحوه اجرا و مجریان و بخشی به سیاست گذاران برمی گردد،چگونه می شود  برای اجرا کاندید ا شوید اما نگاهتان تصحیح برنامه ریزی باشد، برنامه توسعه 5 ساله کاملا با نگاه لیبرالیستی شکل گرفته است نمونه آن اصل 44 قانون اساسی و اصلاحی که صورت گرفته است .شما با این دست برنامه ریزی های کلان چه خواهید کرد؟

این سوال دو قسمت دارد. در قسمت اول قوه مجریه پیشنهاد کننده لوایح به مجلس است. در خصوص لوایح مهمی مثل لایحه بودجه منحصرا قوه مجریه این لایحه را  به مجلس می دهد.لایحه برنامه  معمولا از سوی دولت طراحی می شود. ما که قصد نداریم کشور جدیدی تاسیس کنیم. کشور با قوانینی که دارد، اداره می شود و معتتقدیم با رفع بعضی از کاستی ها، می توان آن را کارامد تر کرد. من به لحاظ اینکه پس از مطالعه زیاد ضرورت این مرحله از حیات سیاسی کشور را توجه به قانون و قانون گرایی دانستم ، به قوانین موجود تمکین می کنم؛ اگر حول وحوش قانون نباشیم ره به جایی نمی بریم.اما این به  آن معنا نیست که اگر انتقاداتی کارشناسانه پس از مراجعه به عقل جمعی برای اصلاح برخی از قوانین  وجود داشته باشد دولت دستش برای اصلاح بسته باشد. هم در بودجه و هم در برنامه پیشنهادهایی کاملا مشخص دارم که به اصلاح وضع موجود می انجامد. اگر قانون را اجرا نکنیم به این دلیل که آن را قبول نداریم خلاف خواهد بود.  معتقدم با تعامل با نمایندگان می توان همه یا بخشی از آنها را اصلاح کرد. این مساله در خصوص قانون هدفمندی یارانه ها هم مطرح است که دو سال از اجرای آن گذشته و شرایط اجتماعی و اقتصادی و سیاسی به واسطه اجرای آن نسبت به دو سال قبل تفاوت هایی یافته است .باید آسیب شناسی نسبت به اصلاح قانون را ،از طریق مجاری  قانونی، برنامه ریزی واعمال کرد.

تردیدی نیست که شما از مسیر قانون پیش می روید. اما برنامه بالادستی داریم  که به شکل ساختاری با آنچه در ذهن شما است تعارض دارد، چگونه می شود دولت شما با نگاه جمع گرایانه از دالان همین برنامه توسعه عبور کند. اکنون با هدفمندی یارانه ها و خصوصی سازی مواجه هستیم. که نقطه مقابل نگاه شما است. به نظر می‌رسد لازم است تغیرات جدی در حوزه برنامه ریزی شکل بگیرد.

من با برنامه بالاتر از  برنامه توسعه 5 ساله مشکلی ندارم. از این جهت که این قوانین از کلیت برخوردار هستند و مشکلی برای اجرا ندارند. مثلا سیاست های کلی رهبری در بخش اداری، انرژی و چشم انداز 20 ساله آن قدر از کلیت برخوردار است که هر اصلاحی را هم می شود به آن ربط داد. فکر نمی کنم با برنامه بالا دستی  برنامه 5 ساله مشکلی وجود داشته باشد.

 در ذهنیت  قوه مجریه و مجلس برنامه 5 ساله یک کتاب 250 صفحه ای است که حاوی سیصد چهارصد ماده است، که برای همه شئون نوشته شده است. اما به نظر من برنامه، هم به لحاظ تئوریک و هم عملی اینگونه نباید باشد. برنامه مجموعه اولویت ها است . مثلا 15 تا 20 اولویت کشور را برای یک دوره 5 ساله معین کرده است. مملکت قوانین عادی دارد که با آن اداره می شود ما معمولا مسیرهای غلطی را شروع می کنیم  و ذیل آن، تفکر  و امکاناتمان را معطوف به آن می کنیم. تجربه من می گوید اگر لایحه ای سنجیده   از سوی قوه مجریه ارائه شود با کمترین تغیرات از تصویب مجلس می گذرد. نقش کارشناسی دولت در قانون گذاری بسیار مهم است.

از برنامه و  از بودجه، در هدفمندی یارانه ها  و در قانون اجرای اصل 44 به اندازه کافی زمان گذشته و کسانی که باور نداشتند این خسارت های عمده ای وجود داشته باشد الان این خسارت ها را می بینند.

 

درباره هدفمندی در نامه ای که به رئیس دستگاه قضا نوشتم پیش بینی وضعیت موجود را کرده بودم

ما درباره  قانون مربوط به سیاست های اصل 44 همین را گفتیم.در خصوص هدفمندی هم پیش بینی این وضعیت را می کردیم،و در نامه ای که به قوه قضائیه نوشتیم  در خصوص عواقب تصویب آن توضیح دادیم و گفتیم اگر تصویب شود جرم خیز است و شما در آینده مجرمانی را محاکمه می کنید که قاضی شما می داند که این مجرم به واسطه این قانون که او را به فقر مبتلا کرده ، دست به ارتکاب جرم زده است.

شما گفتید با سیاست بالا دستی مشکلی ندارید. سیاست کلی اصل 44 و آنچه ابلاغ شده بعد از اصلاح قانون اساسی به عنوان سند بالا دستی است.

کسی که با عنایت خدا و پشتیبانی مردم این مسئولیت را بر عهده می گیرد، یکی از مفاد سوگندنامه اش پرهیز از استبداد رای است. قرار نیست افراد هرچه را می پسندند اجرا کنند. بین قانون سیاست های اصل 44 و خود سیاست های اصل44 باید تفاوت قائل شد. انصافا در سیاست های اصل 44 در بند الف تاکید فراوانی بر تقویت بخش خصوصی شده است. اما آنچه که قانون شد و آنچه که  در عمل اجرا شد انصافا خیلی هم منطبق با اصل سیاست ها نیست.

 شما با اصل سیاست اصل 44 مشکل ندارید. از آنجایی که به صورت ریز و قانونی در مجلس درآمده است؟

با آنچه سیاست های رهبری و قانون است موافق هستم.  انسان اگر در یک موردی اختلاف نظر داشته باشد قرارنیست فقط مسائل خود را دنبال کند. ولی سیاست ها با قانونی که شکل گرفته تفاوت های معنا داری دارد.

در دولت قانون دکتر سبحانی مجلس چه جایگاهی دارد و اگرمجلس در برنامه ای با شما مخالفت کرد، شما در این جایگاه با مجلس چه می کنید؟

در بخش اول گفتم، ما جامعه توسعه نیافته ای هستیم؛ این طور نیست که بگوییم قوه مجریه و قضاییه و مقننه توسعه یافته اند، اما توده مردم را توسعه نیافته تلقی کنیم؛ وقتی می گوییم توسعه نیافتگی این در همه قسمت ها وجود دارد. یکی از ضعف های ما   بوروکراسی و موانع توسعه سازمان اداری است. مجلس هم با همان دیدگاه وهمین ضعف تشکیل شده است. کما اینکه این ضعف در قوه قضائیه هم دیده می شود. این طور نیست که یک دولت امکان کارامدی داشته باشد ولی قانونگذاری مشکل داشته باشد. در مواردی هم ممکن است مجلس متاثر از اجرا، مشکل داشته باشد و تحت تاثیر آن قرار بگیرد. به هر حال ما قوانینی تعریف کردیم؛ من مجلس را خوب می شناسم. ما قبول کردیم که یک مجلس داشته باشیم و با همین سیاست قبول کردیم مردم نمایندگانی انتخاب کنند و به مجلس بفرستند. به خاطر توسعه سیاسی ما که در این حد است مشکلاتی داریم.



دولت برای اصلاح روند تقنینی کشور باید در سازمان نمایندگان پارلمانی خود تجدید نظر کند

مجلس به عنوان تبلور افکار عمومی است و من معتقد به تقلب و تخلف در تشکیل آن نیستم، مردم نمایندگانی را انتخاب می کنند و به مجلس می فرستند. همه باید تلاش کنیم همین وضع موجود را ارتقا دهیم، نباید کسی ادعا کند من در 4 یا8 سال کشور را توسعه یافته می کنم. مهم این است که از این نقطه ای که هستیم بالاتر رویم . البته من فکر میکنم  روش هایی وجود دارد که به کارآمدتر شدن مجلس از طریق قوه مجریه کمک کند. می‌توانم مثال هایی بزنم که چه کارهایی می شود انجام داد. دولت اگر لوایح کم و سنجیده ارائه کند و به خصوص در سازمان نمایندگان پارلمانی خودش تجدید نظر کند می تواند مصوبات مجلس را کارآمد تر بکند. دولت باید با ظرفیت های یک  مجلس با درجه توسعه یافتگی ایران ، فعالیت کند و خیلی انتظار معجزه نباید داشته باشیم.

 یعنی نگاهی که شما سابقا داشتید که هر نماینده مجلس یک نماینده ملی است نه فقط نماینده شهر و استان خودش ،در دولت هم هر وزیر قبل از آنکه وزیر باشد عضوی از هیئت دولت است.

مطابق قانون اساسی وزرا در مقابل تصمیمات هیئت وزیران مسئول هستند.

قانون اساسی یک مهم فراموش شده،عمل نشده و مغفول مانده است

 چه تضمینی  برای این ایده های جدید وجود دارد، اکنون که در یک مقیاس بین المللی رقابت می کنیم، چقدر زمان داریم که یک ایده جدید را تجربه کنیم. آیا از همسایگانمان عقب نمی افتیم؟

الان 25 سال  است که سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی در حال اجرا است. این به آن معنا نیست که افرادی در تمامی این سال ها مدام برای آن 25  سال تلاش کرده اند.بلکه ریل هایی درسال های اول گذاشته شده و روی آن حرکت شده است. باید نقطه عطفی داشته باشیم تا جامعه راهش را طی کند. آنچه مهم است جامعه ،الگویی به نام اسلام دارد ما یک کشور صرفا اقتصادی نیستیم که بخواهیم به  توسعه اقتصادی بدون توجه به فرهنگ و سیاست برسیم. قانون اساسی یک مقوله و برنامه جدید نیست. یک مهم فراموش شده وعمل نشده  است که مغفول مانده است. ثمره خون شهیدان است و چون مورد وفاق همه است تلاش برای اجرائی کردن آن کار مقاومت بر انگیزی نیست .فقط نیاز به همکاری دارد. تا هرجا که توانستیم عمل می کنیم و قطعا پیروز هستیم.بنده صرفا برای صحبت کردن داوطلب نشده ام  بلکه با عنایت خداوند برای پیروزی قاطع وارد صحنه شده ام و لی پیروزی را لزوما تا به آخر خط رسیدن نمی دانم.اگر صحیح و متناسب با ارزش های دینی عمل کنم پیروز هستم حتی اگر به آخر خط نرسم .اگر آنچه را که می گویم  متاثر از کردار های دینی نباشد شکست خورده ام حتی اگر به آخر خط رسیده باشم.

وقتی گفتم بانکها بر محور ربا می چرخند از حضور در تلویزیون محروم شدم

شما به عنوان یکی از منتقدان دوران اصلاحات شناخته  می شوید. در ابتدای این دولت هم به فراخور نقدهایی که داشته‌اید ویکی ازمهم ترین آنها هدفمندی یارانه ها بود. یکی دو سال است ساکت شده اید، علت چیست؟

ساکت نشده ام. مجاری ارتباطی من رادیو ،تلویزیون و مطبوعات بود. رادیو و تلویزیون در مجموع نسبت به بعضی از نیروهای انقلابی از جمله من استفاده ابزاری داشته است؛ در جاهایی که فرض می کرده صحبتهای من در جهت منویات آنهاست از من استفاده کرده است. در یکی از برنامه هایی که با مدیرعامل یکی از بانکها درشبکه 2 داشتم به صراحت اعلام کردم بانکها بر محور ربا می چرخند. از آن جلسه به بعد ابزار تلویزیون از من گرفته شد. البته صدا و سیما می تواند شواهدی دال بر نقض حرفهای من بیاورد. مثلا دعوت به شبکه قرآن در ساعت 1 بامداد!

با روزنامه های موصوف به اصولگرا کمتر تماس داشتم/ از وقتی اعلام کاندیداتوری کردم تلویزیون چند بار مرا دعوت کرده که نپذیرفتم

درخصوص روزنامه ها؛ کسانی که می خواستند با من گفتگو  کنند به آنها نه نگفتم چراکه هیچ روزنامه ای را حق یا باطل مطلق نمی دانم و با روزنامه های اصولگرا و اصلاح طلب صحبت کرده ام. البته درسالهای اخیر با روزنامه های موسوم به اصولگرا کمتر مصاحبه داشته ام. در سه سال گذشته خودم با سه روزنامه جمهوری اسلامی، همشهری و جام جم همکاری داشتم. در روزنامه جمهوری اسلامی تا سال گذشته یک ستون داشتم ، در روزنامه همشهری در خصوص  مسائل اقتصادی و در روزنامه جام جم درباره الگوی ایرانی اسلامی پیشرفت یادداشت می نوشتم. از بهمن پارسال چون می دانستم وارد صحنه انتخابات می شوم نوشتن در این روزنامه ها را قطع کردم تا مبادا حتی در ذهن خودم بگنجد که شاید از این فرصت سوء استفاده می کنم. از دی ماه امسال که اعلام کاندیداتوری کردم تلویزیون چند بار مرا برای همان برنامه های ساعات خلوت خود یا حضور در شبکه بازار دعوت کرد اما نرفتم چون من اعلام کرده ام می خواهم کاندیدا شوم  و این را فرصتی نابرابر برای خودم نسبت به بقیه کاندیداها می دانستم. در مجموع تا آنجا که امکان بود صحبت کرده ام و آنجا هم که فرصت نبود، شخصا در مطبوعات یادداشت نوشته ام.

چرا روزنامه های اصولگران کمتر سراغ شما آمدند؟

نمی دانم. البته  با یکی از روزنامه های اصولگرا فروردین در خصوص کار، تولید ملی  و بیانات رهبری مصاحبه داشتم.  البته از مصاحبه های تلفنی پرهیز کرده ام اما  اگر مجموعه سوالاتی به صورت مکتوب باشد برای آن وقت می گذارم.

اصولگرا و اصلاح طلب هیچکدام منشور و یا برنامه ای ارائه نکرده اند/ اختیارم را به اینها نمی دهم

دکتر سبحانی معتقد است که هیچ یک از دو طرف را حق یا باطل نمی داند. آیا این به این معنا است که خود را مستقل معرفی کرده اید که نسبتی با این دو جریان ندارد؟

نه از اصولگرایان و نه از اصلاح طلبان منشور، اصول یا برنامه ای که متوجه شویم چه می گویند،ندیده ام. قطعا اختیار خودم را، به جریان هایی که عقبه آن آدم ها و نه دید گاهها هستند و امروز  ممکن است یک چیز  بگویند و فردا ممکن است آدم ها عوض شوند و چیز دیگری بگویند قرار نمی دهم. اما اگر کسی مطلبی را منتشر کند روال فکری و موضعم را نسبت به آن اعلام می کنم.

بالاخره این افراد و گروه ها در طول این دو سه دهه یک عملکرد و یک مشی و مرامی دارند. برآیند وضع رویکرد و عملکرد آنها را که می شود سنجید. بالاخره در مجموع دو گرایش و مزاج سیاسی کلی در کشور وجود دارد. شما خود را به هیچ کدام از این دو گرایش نزدیک نمی بینید؟

وقتی می گویم مستقل هستم یعنی تفکر و روال فکری خودم را دارم. اگر دیگران مکتوب اعلام موضع کنند و بیان کنند که چه مواضعی دارند می گویم با آن ها موافق هستم یا به آنها نقد دارم و یا اصولا قبول ندارم. لذا روی آدم ها صحبت نمی کنم. و با منویات غیر قابل استناد دلخوش نمی شوم.

نگاهتان به احزاب هم همین گونه است؟ آیا دولت شما یک دولت غیر حزبی است؟

نگاه به احزاب در کشوری مانند کشور ما که ارکانش به انتخابات متکی است، باید مورد تشویق قرار گیرد. من به حزبی که در چارچوب قانون اساسی شکل بگیرد مقید هستم. احزابی که الان وجود دارند ضمن اینکه قائل به وجودشان هستم اما ا حزاب فعال و کارآمدی نیستند. در زمان انتخابات بعضی احزاب به وجود می آیند و بعضی هم که وجود داشتند اسم و رسمشان پیدا می شود. طی 4 سال عمر دولت و یا مجلس ،این احزاب کجا هستند. من به کارکرد احزاب فعلی انتقاد دارم چرا که کارکرد احزاب فقط در انتخابات نیست. احزاب باید قبل از انتخابات فعالیت داشته باشند تا در زمان انتخابات، احتمالا مردم انتخابشان کنند. اما اینکه دولت من حزبی خواهد بود یا نه ،من معتقدم که نیروهای متدین کارآمد و متخصص با سلایق مختلف در کشور فراوان است و میلیون ها نفر هستند که دلشان برای مملکت می سوزد لذا از هر نیروی کارآمدی برای اداره کشور متناسب با ظرفیتش وجایگاهش استفاده می کنم. هیچ تعصبی ندارم و معتقدم سرمایه اجتماعی را باید حفظ کرد وسرنوشت آنها را دچار حزب گرایی متعصبانه نکرد.

توجه شما به حزب گرایی چقدر است؟ الان به نقطه ای رسیدیم که سیاسیون تاکید دارند کشور به یک فرد حزبی نیاز دارد، تا بدانند روابطش چیست، چه تیمی دارد و باچه دولتی روبرو هستیم. مشکل دولت فعلی آن است که آدم های مستقل که هیچ کدام از روابطشان را نمی دانستیم و حزبی نبودند سر کار آمدند که از درون آن جریان انحرافی نیز بیرون آمد.

اگر نقدی باشد هم متوجه احزاب است و هم افراد مستقلی که کار کرده باشند. الان احزاب موجود که سابقه و پیشینه دارند کدامیک مستقلا کاندیدای ایستاد ه  تا پایان معرفی کرده اند،این حرف برای زمانی است که احزاب فعال باشند . یعنی به طور مستمر و نه فقط در زمان انتخابات فعال شده باشند و این فرد از بدنه حزب بالا بیابد. اما در شرایط فعلی فرق بین افراد مستقل و کسانی که حزب دارند چیست؟

دولت دکتر سبحانی ائتلافی و بر مبنای شایسته سالاری خواهد بود؟

من افراد شایسته ای را  که نسبت به انقلاب دغدغه  های اصیل داشته باشند انتخاب می کنم به سلایق چندان توجه نمی کنم قابلیت ها مهم هستند.

تقسیم بندی اصلاح طلب و اصولگرا شامل دولت من نمی شود

حتی اگر اصلاح طلبان باشند؟

عرض کردم آن تقسیم بندی شامل دولت من نمی شود. البته در مجموعه ها باید روح واحد حاکم باشد. هیات وزیران اگر مثلا 20 وزیر دارد باید یک روح بر آن حاکم باشد.هرکس که فقط به وزارتخانه خود بپردازد یک آفت است. دولت باید از نیروهای کارآزموده و صاحب اندیشه تشکیل شده باشد، ولو اینکه با سلیقه بنده تفاوتهائی داشته باشند.

قبل از انتخابات بخشی از کابینه خود را معرفی می کنید؟

الان نمی توانم پاسخ این سوال را بدهم. به تناسب پیشرفت های کاری ،اگر ببینم معرفی بعضی چهره ها  درپیشبرد هدف موثراست اعلام خواهم کرد.

آقای دکتر صحبتهای شما علمی است و نخبگان متوجه آن می شوند اما در رقابتهای انتخاباتی باید صحبتهای ملموس باشد و مردم آن را درک کنند که رئیس جمهور چه برنامه ای دارد. رئیس جمهور باید شعار سیاسی داشته باشد شعار شما چیست؟

اینکه می گویید مطالب علمی است و افراد علمی متوجه آن می شوند خوب است، چون الان در آن مرحله هستیم. من  بارها تجربه شرکت در انتخابات مجلس را دارم وبا توده های مردم ارتباط داشته ام. بر خلاف کسانی که می گویند به حوزه انتخابیه ام توجه نکرده ام من بار ها و بارها  به دور افتاده ترین روستاها سفر کرده ام  و زبان ارتباط با توده را بلد هستم  و البته از اصطلاحاتی که بتوانم  از آنها دفاع کنم، استفاده می کنم. من تجربه عملی مجلس را دارم در خصوص شعار سیاسی هم خودم را در یک قالبی که دیگران برای من طراحی کنند قرار نمی دهم اینکه چون دیگران ائتلاف تشکیل می دهند من هم باید همان را بگویم، چه لزومی دارد. به علت توسعه نیافتگی شرایط حزبی کشور ،آن هایی که حزب دارند با کسانی که مستقل هستند ازنظر کارکرد تفاوت معناداری ندارند.  البته کسانی که حزبی هستند پشتوانه تدارکاتی و مالی بهتری نسبت به کسانی که مستقل می آیند دارند. من با کسانی که متخصص و متشرع بوده  و  معتقد به مبانی جمهوری اسلامی باشند کار می کنم تمام مملکت هم  اصولگرا و اصلاح طلب نیست. توده های مردم نیروهای کارآمدی دارند  البته از نخبگان که درآن ها هم اصلاح طلب وهم اصولگرا  و هم غیر آن ها هستند استفاده می کنم. من برای استفاه از آنها حجابی قائل نخواهم بود.

در 4 دوره انتخابات مجلس 4 میلیون و 200 هزار تومان خرج کردم

 آخرین انتخاباتی که شرکت کردید هزینه انتخاباتتان چقدر بود؟

دقیق نمی توانم بگویم، اما جمعا در 4 دوره انتخابات چهار میلیون و200 هزار تومان خرج کردم البته دفعه اول 700 هزار تومان بود. و در سالهای آخر، این هزینه خود به خود بیشتر شد.

برای تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری برای هر ایرانی 5 ریال هزینه تبلیغ در نظر گرفته ام

 برآوردتان از هزینه انتخاباتی این دوره چقدر است؟

برای  هرایرانی 5 ریال هزینه  انتخاباتی می کنم. جمعا  بین 35 تا 37.5 میلیون تومان برای راه اندازی سایت و اداره کردن آن خرج می کنم و اگر سفر رفتم هزینه سفر را از این مبلغ  پرداخت می کنم. ستاد به آن معنا نخواهم داشت. من بارم را با نخبگان توزیع می کنم چراکه کار انتخابات کار جمعی است. بدون آنکه من بر آنها منتی داشته  یا آنها منتی بر من داشته باشند. بنابراین برای این که به مسئولیت برسم یک ریال هم از  کسی پول قرض نمی گیرم و این پول را از درآمد کتاب وتدریسم تامین می کنم. لازم نیست دولت کمک  کند .الان فضای مجازی فعال است و جامعه تحصیل کرده ای  هم وجود دارد.  اگر کسی که اعلام آمادگی کرد بقیه نیز منویاتشان با آن فرد هماهنگی داشت از او حمایت می کنند.  این تفکر که کسی بیاید و خودش را به آب و آتش بزند  که رای بیاورد و فردای بعد از پیروزی هم بگویند برای ما این کار ها را انجام بده ،این گونه که نمی شود مملکت را اداره کرد. در کار جمعی، نخبگان، تحصیل کرده ها ،مراجع ارتباطی و سیاسیون و... وظیفه دارندحمایت سیاسی از فکری   که به دنبال آن هستند را دنبال کنند. اگر فردی به فکری قائل شد شرعا وظیفه دارد از آن فکر حمایت کند.بر همین مبنا من  سراغ بعضی از افراد که دانش آنها می تواند به من کمک کند هم می روم.

یارگیری شما فکری است  یا به سراغ  گروه های سیاسی و مراجع هم خواهید رفت؟

سراغ بعضی از افراد که احساس کنم دانستن آن ها می تواند کمک کند می روم و دیدگاههای خودم را توضیح می دهم.

آنچه در هدفمندی دولت فعلی پرداخت می کند را قطع نخواهم کرد

 فرض کنیم به یک روستای دور افتاده رفته اید یک نفر سوال می کند با توجه به اینکه احمدی نژاد می خواهد یارانه ها را چند برابر کند اگر شما سر کارآیید چقدر پول می دهید؟ درجواب چه می گویید؟

امروز اگر بروم برای او توضیح می دهم آنچه را دولت فعلی می پردازد من قطع نمی کنم چون  لااقل بخشی از قانون است که  باید پرداخت شود. درهر حال کسانی که دراین مدت به این پول عادت کرده اند و زندگی شان را با آن تنظیم کرده اند،و قدرت خریدشان هم متاثر از اجرای شرایط اقتصادی ناشی از اجرای غلط قانون به صفر می رسد را در هیچ  شرایطی نمی شود رها کرد. باید به نحوی هوای قدرت خریدآنها را داشته باشیم.دولت باید چشم بینایی باشد  که با حفظ منافع محروم ترین آدم ها  ، امور را به قانون  برگرداند این ها از ویژگی های دوران انتقال است

اطلاعاتی درباره جریان انحرافی ندارم/ بر اساس «جو» صحبت نمی کنم

نظر شما در خصوص جریان انحرافی چیست و آیا خطر آن ها را جدی می دانید؟

در خصوص جریان انحرافی واقعا اطلاعاتی مستند و به اقناع رساننده ندارم. ممکن است در یک جامعه انحرافاتی وجود داشته باشد باید مصادیقش را پیدا کرد، من روی جو صحبت نمی کنم و اطلاعاتی قابل بیان عمومی در این خصوص ندارم که آن ها را بیان و مسئولیت شرعی اش را بر عهده بگیرم.

عیدانه پرداختی به مردم توهین به آنان است

شما به عنوان یک فرد صادق شهره هستید. اگر کسی شما بپرسد یارانه ها را ادامه می دهید یا خیر و شما می دانید این پول از محل غیر قانونی تامین می شود چه می کنید؟

من گمان نمی کنم بیان این حرف برای طبقات دو و سه دهک های پایین در آمدی ضرورتی داشته باشد. گفتن این حرف به بعضی اقشار مشکلی از آن ها را حل نمی کند. بعضی ها واقعا محروم زندگی می کنند . برای من خیلی سخت است که نزدیک عید به مردم مبلغی بدهیم که شب عیدشان را سپری کنند به نظر من توهین آمیز است. چه ضرورتی دارد همه مسائل را برای محرومان بازگو کنیم باید کاری کرد آب رفته از جوی دوباره با کمترین هزینه باز گردد . البته این کار زمان بری است.

در زمان انتخابات به سیاسیون برچسپ هایی زده می شود و برخی اصلاح طلبان و اصول گرایان را ساکت فتنه می دانند . اگر به شما این برچسپ را چسپاندند شما خود را ساکت فتنه می دانید؟

منظور شما کدام فتنه است؟

حوادث و قانون شکنی های سال 88 را در 14 یادداشت در روزنامه تحلیل کردم

منظور ما فتنه 88 است. بحران ها و حوادثی که پیش و پس از انتخابات ریاست جمهوری رخ داد.

در آن سال ها من در دانشگاه و مشغول کارهای علمی بودم. لزومی ندارد هر جا رفتیم موضع گیری کنیم. اما با اختلاف انگیزی و گریز از قانون و قانون شکنی روی خوشی ندارم و در 14 شماره در روزنامه جمهوری اسلامی در خصوص این رفتارها مطلب نوشتم و آن حرکت  را تحلیل کردم. ممکن است عده ای دوست داشته باشند با ادبیات آن ها صحبت کنم اما من به آن ها تمکین نمی کنم. من در آن زمان جایگاه سیاسی نداشتم . تقلب در انتخابات معنی ندارد. حدود ی تخلفات جزئی همیشه در انتخابات بوده است.که تاثیر گزار در سرنوشت اصلی نیست. زمانی که در انتخابات مجلس شرکت میکردم حتی بازرس نمی فرستادم و اعتقادی به آن نداشتم چون اجرای انتخابات را سالم می دانستم.

خطرناک ترین جریان سیاسی در کشور را چه می دانید  که شما را نگران کرده و پا به عرصه انتخابات گذاشته اید؟

جریان سیاسی ای که با قصد تمسک به ارزش های دنیای پیشرفته، اصول مربوط به حقوق  ملت را تحت الشعاع قرار دهد،  و در حالیکه  قالب دینی دارد ولی مضامین آن غیر دینی است خطرناک ترین جریان است

تلقی این است که در دل جریان اصول گرایی جریانی مغایر با اهداف و ارزش های انقلاب اسلامی و شعار هایی  سر می دهد مانند ایرانی گرایی، اسلام بدون روحانیت  تاکید زیاد بر بحث مهدویت با تاکید بر جنبه غیر روحانیت آن که  تناسبی با اصل انقلاب ندارد اصول گرایان این را خطر احساس می کنند.شما هم این خطر ار احساس می کنید

اگر چنین جریانی باشد که دیگر اصول گرا نیستند.من از بچگی پای منبر می رفتم وبه روحانیت احترام می گذاشتم  و می گذارم و آن را باور دارم. مشی ما این است. اما اصول گرایی هم برای اداره کشور برنامه منقح منتشر شده ای نداشته است. همانطور که اصلاح طلبان چنین هستند .من نمی توانم در خصوص ادعای کسانی که قائم به خود در جامعه ادعائی می کنند و بعد می گویند هر کس خلاف این می گوید مثلا منحرف است صحبت کنم.باید مستند اقناع کننده باشد تا ببینم با چه مواجه هستیم. و بررسی کنیم که آیا آنچه نوشته شده با مبانی و نص مطابق است یا خیر.اگر منطبق  بود آنگاه امکان اظهار نظر در مورد مطالب مخالف با آن فراهم می شود.شما الان نوشته مکتوبی دارید که به من بگوید هر یک از این جریانه،ا  در سال های گذشته چگونه رفتار کرده اند و چه گفته اند؟

آنجا که  این دوجریان همدیگر را نقد کردند و با هم اصطکاک داشته اند مرزهای شان مشخص شده است تفاوت روشن است  واصولشان مشخص شده است

مصداقی بگویید من جواب می دهم . من به دنبال حرف های دیگران نیستم.دنبال استدلال ها هستم.

 اگر کاندیدای مورد حمایت دولت بخواهد در سیستم اجرایی بماند شما از این مساله احساس خطر نمی کنید

 حقیقتش  من به اندازه شما این احساس خطر را به این صورت ندارم،چرا که معتقدم هر فردی  که حق شرکت در انتخابات را دارد می تواند در انتخابات شرکت کند.شورای نگهبان هم در خصوص افراد نظر می دهد  .این مساله خیلی پیچیده نیست.

معتقد به اجرای اصل 27 قانون اساسی هستم/ کسانی که در روز عاشورای 88 آشوب کردند مصداق بارز فتنه گری هستند

آقای دکتر! بعد از انتخابات سال 88 عده ای معتقدند مردم نسبت به حاکمیت بی اعتماد شدند شما این را قبول دارید؟ و اگر قبول دارید چه راه حلی برای آن دارید؟

به علت برخورد های با معترضان بی غرض (البته  منظورم کسانی نیست  که آشوب کردند یاحوادث روز عاشورا  رابه وجود آوردند. چرا که آن ها مصداق بارز فتنه گری هستند) یعنی کسانی که حرف سیاسی مشخصی داشتند ممکن است عده ای رنجیده شده باشند. من معتقد به اجرای اصل 27 قانون اساسی هستم. در جامعه دینی مجموعه ای  که نسبت به امری اعتراض دارد باید به صورت قانونی مجرایی برای اعتراض مسالمت امیز آن ها فراهم شود.

 نباید هر کس را که خواست اعتراض  کند ضد انقلاب بنامیم ، این حق مردم است و در قانون اساسی آمده است. اما باور دارم در حاکمیت اسلام، مردم اگر به اصطلاح انتقادی هم داشته باشند در روزهای حادثه و نقطه عطف  به کمک می آیند .اما این بدان معنا نیست که اگر کسی اعتراض داشت، آن را سرکوب کنیم. باید مجرای ابراز اعتراض را تعریف کنیم.این گونه رفتارها سرمایه اجتماعی را از بین می برد.

در خصوص ملی گرایی اشاره می کنم به شهید مطهری و کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران  که در آن جا (نقل به مضمون )می گوید ایرانی ها به خوشان ببالند که علی رغم اینکه یک ملت متمدن بودند وقتی اسلام به آن ها عرضه شد با اشتیاق آن را پذیرفتند.و اسلام به خود ببالد که چنین محتوایی داشت که وقتی خود را به مملکت متمدنی عرضه کرد ایرانی ها با اشتیاق آن را پذیرفتند .ایرانی بودن با اسلام منافاتی ندارد.

در صورت انتخاب شدن لایحه نحوه تشکیل اجتماعات را به مجلس ارائه می کنم

 اگر در زمان ریاست جمهوری شما عده‌ای معتقد بودند در انتخابات تقلب شده و در خواست تجمع کردند شما چه می کنید؟

من حتما لایحه ای را در خصوص نحوه تشکیل اجتماعات و مسئولیت برپایی اجتماعات به مجلس تقدیم می کنم. زمانیکه مجلس آن را تصویب کرد، کسانی که اعتراض دارند چه اشکالی دارد در چارچوب قانون تظاهرات کنند؟

شما گفتید مردم در روزهای حساس به کمک می آیند، منظورتان کدام روزهاست؟

روز 22 بهمن ، روز قدس و 9 دی.

روز 9 دی از این روزها بود؟

روز 9 دی میلیون ها نفر شرکت کردند. روز بزرگی بود و نمی توان آن را انکار کرد. البته ما این قدرت را نداریم که فرد شناسی کرده باشیم و اصلاح طلب را از  اصول گرا جدا کنیم. در بعضی موقعیت ها همه می آیند. شاید یک عده ای   بیشتر آمدند و انگیزه بالاتری داشتند و یک عده ای علیه خود تلقی کرده و نیامدند. اما این نیامدن باز دلیل اینکه آن ها مبانی دینی را قبول نداشته باشند نیست.

 

از زندگی شخصیتان بیشتر بگویید. پسر شما زندگی سخت تری دارد یا شما؟

پدرمن کارگر ساده ای بود و زندگی سختی داشتیم. ارباب زاده نبودیم و پایین تر از سطح متوسط زندگی می کردیم. در دانشسرای مقدماتی شبانه روزی درس می خواندم و همیشه شاگرد اول بودم. به همین دلیل هم برای معلمی به روستا اعزام نشدم. در شهر معلم شدم و دوره دانشگاه را با معلمی گذارندم. در زمان انقلاب هم فعالیت سیاسی داشتم .همیشه ناگزیر بودم که کار کنم تا زندگی ام را تامین کنم. متوجه هستم توده مردم چگونه زندگی می کنند. زمان پسرم با آنموقع قابل مقایسه نیست. پسرم تا حد زیادی مشکلات مرا ندارد.

در دولت شما پسرتان با توجه به تخصصی که دارد چه جایگاهی دارد؟

من به دوستانم که درانتخابات مجلس  حدود شانزده سال قبل به من کمک می کردند گفتم اگر بتوانید ژیان خود  را تبدیل به ماشین دیگری نکنید خیلی خوب است. دیگرانی که در انتخابات مجلس به من کمک کردند، می گویند از شما آبی گرم نمی شود. مملکت بزرگ است و برای افراد کارامد و متخصص همیشه کار هست.

در سیاست خارجی رئیس جمهور رئیس یک کارگروه تخصصی است که تصمیم نهایی آن را رهبری می گیرد

مواضع شما نسبت سیاست خارجی چگونه است و برنامه های شما در این حوزه چیست؟

سیاست خارجی ما این افتخار را دارد که نه سلطه را قبول دارد و نه از آن طرفداری می کند. تاکید بر همکاری با دول غیر محارب دارد. اصول سیاسی خارجی همان است که در قانون اساسی  آمده است. در منافع ملی به موجب قانون اساسی، مصوبات شورای امنیت ملی با تائید مقام معظم رهبری اجرایی می شود. رئیس جمهور به نوعی رئیس یک کار گروه تخصصی است ولی تصمیم نهایی را رهبری می گیرد. با توجه به شناختی که وجود دارد، می شود در اجرای سیاست خارجی در راستای همین اصول، روش های ارتقا یافته تری را طی کرد که  اندکی ازاین فضای یخ زده وتا حدودی  مشکوک که علیه ما است کاست تا هزینه های پاسداری از اصولمان  کم  و کم تر شود. روابط سیاسی و دیپلماتیک  می تواند از طریق متخصصین کارامد پیگیری شود و تلاش شود  تا این مناسبات از سردی بیرون آید.  اعتقاد دارم اجرای سیاست خارجی کاستی های دارد، می توان شرایط را بهتر کرد. در سیاست خارجی شاخص منافع ملی است.

قشر دانشگاهی چه جایگاهی در دولت شما دارند و چه میزان به رای دانشگاهیان امید دارید؟

نخبگان در همه جا هستند، اینطور نیست که نخبگان محدود به دانشگاه ها باشند. منطقا هر جا که به سطوح مدیریت در کشور بر می گردد باید از نخبگانی استفاده کرد که تجربه کار در این سطح را دارند نه اینکه فرصتی برای آزمون و خطا باشد. از کسانی که نخبه هستند و امور را می شناسند چه دانشگاهی و چه از افراد دیگر برای اداره کشور استفاده می کنم. دانشجویان جز نخبگان هستند و فرصت بیشتری برای شناسایی دارند، امید وارم بدنه دانشجو از من حمایت کند. همان طور که امید وارم قاطبه مردم از من حمایت کنند. دانشجویان دائما در حال جستجو هستند که این و آن فرد چه می گویند و چه آرمانی را دنبال می کنند، بدیهی است در کشور آنقدر واقعیت نظری و عملی هست که مردم بتوانند به تشخیص درست برسند.

آیا فکر می کنید کسی از میان کاندیداهای فعلی شایستگی لازم را برای رئیس جمهور شدن داشته باشد، که شما به نفع آن کنار بکشید؟

در این مجموعه افرادی هستند که شایستگی لازم را دارند. این مجموعه هم اگر روال قانونی را طی کنند می توانند شایستگی خود را مسجل کنند. ما باید قدر سرمایه اجتماعی خود را به خوبی بدانیم. اگر کسی برنامه و مبانی و اصولی را که گفتم اعلام کند و گذشته او نیز نشان دهد که  دغدغه ها و توانایی های تحقق قانون اساسی را دارد و به آن وفادار است، نه تنها کنار می روم بلکه شرعا هم هیچ حجتی برای ماندن ندارم و از وی حمایت خواهم کرد.

در این مجموعه کسی را می شناسید که فارغ از تائید شورای نگهبان از ابراهیم یزدی تا هاشمی رفسنجانی  شایستگی لازم را  برای احراز این پست داشته باشند؟

طیف مطروحه شما خیلی وسیع است.

نظام انتخابات ایران توده ای و به صورت رویکردی است اگر به هر دلیلی رویکرد متوجه شما نشد تکلیف چیست؟

اگر همه تکلیفمان را انجام دادیم پیروزیم. من تکلیفم را انجام داده ام .مردم هم تکلیفشان را انجام داده اند و لی رای شان فرد دیگری بوده است. من هم به رای ملت احترام می گذارم. چه به من رای بدهند و چه رای ندهند.

حتی اگر در نظرسنجی ها رای بالایی نداشته باشم کنار نخواهم کشید

اگر در روزهای آخر نظر سنجی ها نشان دهد که شما علی رغم ویژگی هایی که دارید رای نمی آورید چه می کنید؟

من کنار نمی روم. مردمی که رای می دهند باید در مقابل رای شان پاسخگو باشند؛ من نیز باید پاسخگو باشم و خودم را کنار نکشم. ملاک را از صحنه بیرون نمی برم. من هدفم این نیست که کنار بروم تا شخصیتم حفظ شود. شخصیتم زمانی حفظ می شود که مطابق موازین عمل کنم.

آقای دکتر خیلی متشکریم از وقتی که در اختیار خبرگزاری مهر قرار دادید.

من هم سپاسگذارم.
بازدید از صفحه اول
نسخه چاپی
ارسال به دوستان
ذخیره
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد