یادداشت یک جوان ایرانی از دیار قهرمان پرور تالش
برای دکتر سبحانی و «نامه ای برای ایران» او
1- چند صباحی هست که اقتصاد و نا به سامانی های اقتصادی اهمّ مسائل کشور شده است. از این رو امسال بهترین ایده برای تحقق حماسه در عرصه سیاست آن است که علاوه بر مشارکت حداکثری در انتخابات ریاست جمهوری، رأی مردم متوجه فردی باشد که بتواند بهتر از همه درعرصه اقتصادی حماسه سازی کند.

2- اکنون که آنچه در کشور حزب، جبهه و ائتلاف نامیده می شوند اصول، برنامه، خط مشی، خطوط قرمز و دیدگاه های تدوین شده ی تعهد آوری ندارند روشن است که کاندیداتوری از طرف این گروه ها به مثابه پذیرش سهم برای دیگران در دولت آینده است، سهمی که به تمام بایستی متعلق به «جمهور» و «اسلام» این پهنه جغرافیایی باشد. بنابراین در شریط مساوی بین نامزدها، کاندیداتوری مستقل بر کاندیداتوری ائتلافی و حزبی رجحان دارد.

3- تجربه هم به خوبی ثابت کرده است که معضلات اجتماعی و اقتصادی در کشور جز با نگاه و برنامه سیستمی حل نمی شوند و به کسی که بی محابا شعارهایی نظیر تک رقمی کردن همزمان تورم و بیکاری و کاهش نقدینگی با تعیین ضرب الاجل های زمانی کوتاه می دهد نباید چندان امید داشت. تدوین برنامه با نگاه سیستمی هم زمان می برد. در این صورت، دو سه ماه منتهی به انتخابات که بخش اعظمش صرف تبلیغات و سفر و جلسه و هماهنگی می شود برای اتخاذ تصمیم ورود به انتخابات بسیار دیر است. [1]

4- برای کاندیداهای ریاست جمهوری، برخورداری از سابقه انقلابی در مسئولیت های گذشته، بسیار مهم تر از سر دادن شعارهای انقلابی در سالیان متمادی است. کسی، هر چند صالح و متدین، که در دوران مسئولیت خود در یک جزء نتوانسته انقلابی عمل کند، بر مسند کل که بنشیند اگر هم بدتر عمل نکند قطعاً انقلابی تر نخواهد شد.

این مقدمه ها را نوشتم تا از سیاستمدار با اخلاقی یاد کنم که تصمیم گرفته است در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شود. دکترای اقتصاد خوانده است و از ماهها قبل بدون اینکه دست به گریبان ترفندهای تبلیغاتی و رسانه ای شود یا فیلمی بازی کند تصمیمش را برای کاندیداتوری اعلام کرده و گفته است به صورت مستقل وارد صحنه خواهد شد و اگر روزی ائتلاف کند با افکار و برنامه ها ائتلاف می کند نه با اشخاص و احزاب.

از حیث سابقه، مردی است که در روزگار حضورسه دوره ای اش در مجلس، پر کار ترین بود، تا جایی که در سیاست زده ترین مجلسی که همه چیز مهیای سرگرم شدن به حواشی بود، مجلس ششم، به تنهایی 297 پیشنهاد اصلاحی را برای طرح ها و لایحه ها ارائه کرد. (در برابر ۲۱۱ نفر از نمایندگان آن مجلس که کمتر از ۵ پیشنهاد ارائه کردند و ۱۳۷ نفری که هیچ پیشنهادی را ارائه نکردند.) [2]

در دوران نمایندگی اش به صراحت و بدون ترس از رأی نیاوردن، تأکید داشت کار اصلی نماینده مجلس قانونگزاری است نه جاده آسفالت کردن، گاز رسانی و یا کارخانه سازی، حالا هم صراحتاً می گوید در 17 محور برنامه های اقتصادی اش یک کلمه از تورم و اشتغال بحث نکرده است، چرا که اینها معلول هستند و اگر علت را بر طرف سازیم، دیگر نیازی به محکوم کردن درصد بالای بیکاری و تورم نیست، اینها خود به خود بساطشان جمع می شود و این یعنی نگاه سیستمی و کلان، که این روزها درّ نایاب شده است.از معدود افرادی است که به رغم امکان کاندیداتوری در انتخابات مجلس نهم، تکلیف را در جای دیگر احساس کرد و ترجیح داد در دانشگاه، روی مقوله بانکداری و اقتصاد بدون ربا تمرکز کند.

علاوه بر همه اینها، دکتر حسن سبحانی را می توان یک الگوی خوب برای کاندیداهای تمام انتخابات ها دانست. کسی که تصمیم گرفته است برای انتخابات ستادی نزند و تنها با حدود چهل میلیون تومان سر و ته کارهای تبلیغاتی اش را ببندد تا اگر مردم و آنها که تریبون و رسانه ای در دست دارند یا حرفشان خریدار دارد هر کدام ستادی خودجوش برای او باشند. و اینکه شاید هیچ کاندیدایی در ادوار انتخابات نبوده است که به قدر او بر ایجاد فضای منطقی و علمی برای شنیدن حرف کاندیداها و برنامه هایشان تأکید داشته است.

سخن به درازا نرود، اگر چه هنوز برای تعیین کاندیدای اصلح خیلی زود است ولی از همین الان می توان گفت دکتر سبحانی یکی از دو سه نامزدی است که بیشترین نقاط قوت و کمترین نقاط ضعف را در خود دارد. مراقب باشیم در روزهای پر همهمه فردا، حرفهای او را هم مثل بقیه نامزدها بشنویم. [3]

پی نوشت:

[1] این که گفته شد تضادی ندارد با اعلان دیر هنگام کاندیداتوری؛ چه بسا کسی باشد که از مدتها قبل تصمیم گرفته و برنامه ریخته باشد ولی بنا به مصلحت جامعه و رعایت اخلاق، علنی ساختنش را به روز های آخر موکول کرده باشد.

[2] آمارهای دیگری که تحسین هر انسان منصفی را بر می انگیزد در نامه جنبش عدالتخواه دانشجویی به مردم دامغان در جریان انتخابات مجلس هشتم بخوانید.

[3] نامه ای برای ایران حسن سبحانی در همین مورد است، حتماً بخوانید.